پای درس زیباترین استاد

3

 

گزیده سخنان امام صادق علیه السلام

گذر عمر
جوانى (فرصت نیکو ) و (نسیم رحمت) است که باید به خوبى از آن بهره جست و با زیرکى , ذکاوت و تیز بینى آن نعمت خداداد را پاس که این فرصت, (ربودنى) و (رفتنى) است وضایع ساختن آن, چیزى جزغم, اندوه و پشیمانى را براى دوران پس ازآن به ارث نمى گذارد.
زندگى کوتاه است و راه کار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمایه گرانبهاى ما وقت است که بازگشتى ندارد, از این رو بزرگترین فن بهتر زیستن, بهره جستن از فرصتهاى بى نظیرى است که برما مى گذرد; این سخن امام صادق(ع) را باید جدى گرفت: (من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصإ سلبته الایام فرصته, لان من شإن الایام السلب و سبیل الزمن الفوت) (۱)
به هرکس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت کامل آن را تإخیر اندازد, روزگار همان فرصت را نیز از او برباید, زیرا کار ایام, بردن است و روش زمان, از دست رفتن.

محاسبه روزانه نفس
حق على کل مسلم یعرفناان یعرض عمله فى کل یوم و لیله على نفسه فیکون محاسب نفسه, فـان راى حسنـه استزاد منها, وان راى سیئـه استغفـر منها لئلا یخزى یوم القیمه. (۲)
بر هر مسلمانى که ما را بشناسد سزوار است که در هر شبانه روز عملش را برخود عرضه کرده,بازنگری کند و خود حسابگر خـویـش باشـد, اگر نیک بود بر آن بیفزاید و اگر گناه دیـد از آن آمـرزش خـواهـد تـا ایـن که روز قیـامت رسـوا نشـود.

استقامت
لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه و لاظلـهم الغمام و لاشـرقوا نهارا و لاکلـوا مـن فـوقهم و مـن تحت ارجلهم و لما سـئلوا الله شیئا الا اعطاهـم. (۳)
اگر شیعیان ما استقامت مى ورزیدند, هرآینه فـرشتگان با آنها دست مى دادند وابر بر آنها سایه مى انداخت و در روزمـى درخشیدنـد و از فـراسر و زیر پاى خـود روزى مى خـوردنـد و چیزى از خـدا نمـى خـواستنـد, مگـر ایـن که به آنها مـى داد.

عاقبت نیرنگ و حسادت
مـن غش اخاه و حقره و ناواه جعل الله النار ماواه. و مـن حسد مـومنا انماث الایمان فى قلبه کما ینماث الملح. (۴) هر که با برادرش نیرنگ ورزد و او را کوچک شمارد و با اوبستیزد,خداوندآتش را جایگاهش گرداند, وهر که برمومنى حسد ورزد, ایمان در دلـش آب شود, چنان که نمک در آب حل شود.

پارسایى, کوشش و کمک به مومنان
لا تذهبـن بکم المذاهب فوالله لاتنال ولایتنا الا بالورع والاجهاد فى الدنیا ومـواسـاه الاخـوان فـى الله , ولیـس مـن شیعتنـا مـن یظلـم الناس.(۵)
مسلکها و مذهبها شما را نبرند , به خدا سـوگند به ولایت ما نتوان رسید جز با پارسایـى وکـوشـش در دنیا , و یارى دادن برادران براى خدا. و کسى که به مردم ستم کند, شیعه مانیست.

نتیجه اعتماد به خدا

من یثق بالله یکفه ما اهمه مـن امر دنیاه و آخرته و یحفظ له ما غاب عنه , و قد عجز مـن لـم یعد لکل بلاء صبـرا ولکل نعمه شکـرا و لکل عسـر یسرا. (۶)
هرکه به خدا اعتماد ورزد, خدا مهم دنیا وآخرتش را کفایت کند و هرچه از او غایب است برایـش حفظ کند. درمانـده وناتـوان است هرکه براى هـر بلا صبرى , و بـراى هـر نعمت شکـرى و بـراى هـر دشـوارى آسـانـى اى ندارد.

با دیگران چگونه باشیم
صل من قطعک,واعط من حرمک,واحسن الى من اساء الیک وسلم على من سبک.وانصف من خاصمک , واعف عمن ظلمک کما انک تحب ان یعفى عنک, فاعتبر بعفو الله عنک.الا تـرى ان شمسه اشـرقت علـى الابـرار و الفجـار. و ان مطـره ینزل علـى الصالحیـن والخاطئیـن. (۷)
با کسـى که ازتو بریده بپیـوند, وبه آن کـه از تـو دریغ کرده بخشش کن, وبا کسى که به تو بدى کرده نیکى کـن. و به کسى که به تو دشنام داده سلام کـن. و باکسى که به تـو دشمنـى ورزیـده انصاف ورز. و کسـى که تـو را ستـم ورزیده عفو کـن, همچنان که دوست دارى که از تـو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گیر, آیا نمی بینی که آفتابـش بر نیکان و بدان هر دومـى تابـد و بارانـش بر شایستگان و ناشایستگان مى بارد؟

خدا را چگونه بخوانیم
واخفض الصوت ,ان ربک الذى یعلم مـا تسـرون و ما تعلنون , قد علم مـا تریدون قبل ان تسالوه.(۸)
صـدایت را فـرود آر, زیرا خـدایى که نهان و آشکار را مى داند سـوال ناکـرده مى داند که شما چه مى خواهید.

بهشت و جهنم , خیر و شر واقعى
الخیـر کله امامک , و ان الشـر کله امامک ,ولن تـرى الخیر والشـرالا بعد الاخـره, لان الله جل وعزجعل الخیـر کله فى الجنه والشـر کله فـى النار لانهما الباقیان. (۹)
تمام خیر در برابرتوو تمام شر نیز دربرابر توست. و خیروشر را نبینـى, مگربعد از آخرت, زیرا که خداوند عزوجل تمام خیر را در بهشت و تمام شـر را در دوزخ قـرارداده , زیـرا که ایـن دوانـد که بـاقـى انـد.

جلوه و چهره اسلام
الاسلام عریان فلباسه الحیاء و زینته الـوقـار و مـروته العمل الصالح و عماده الـورع و لکل شـىء اسـاس و اسـاس الاسلام حبنا اهل البیت. (۱۰)
اسلام برهنه است, لباسش حیا و زیورش وقار و جوانمـردىاش عمـل صالـح و ستونـش پارسایى مى باشد , وبراى هر چیزى پایه اى است و پایه اسلام دوستى , ما اهل بـیت است .

عمل بـراى آخرت
اعمل الیـوم الـدنیا بما ترجـوا به الفـوز فـى الاخره.(۱۱)
امروز در دنیا کارى کن که به وسیله آن امیـد کـامیـابـى در آخـرت را دارى.

پاداش یارى دوستان اهل بیت
لایبقـى احـد ممـن اعان مـومنـا مـن اولیـائنا بکلمه الا ادخله الله الجنه بغیر الحساب. (۱۲)
در روزقیامت کسى نماند که یک کلمه به مومنى ازدوستان ما کمک کرده بـاشد, جزاین که خـداونـد او را بـى حسـاب به بهشت داخل گـرداند.

پرهیز از ریا و جدال و دشمنى
ایاک و المراء فانه یحبط عملک و ایاک و الجدال فانه یوبقک و ایـاک و کثـره الخصومات فانهاتبعدک من الله. (۱۳)
از ریا کارى بپرهیز که عملت را از بین برد واز جدال بپرهیز که هلاکت گرداند وازخصـومتها و دشمنیها بپـرهیز که تـو را از خـدا دورکنـد.

پاکیزگى روح , ابزار تشخیص مومن
اذا ارادالله بعبد خیرا طیب روحه فلایسمع معروفا الا عرفه و لامنکرا الا انکره ثـم قذف الله فـى قلبه کلمه یجمع بها امره. (۱۴)
چون خدا خیر بنده اى را خواهد روحش راپاک گرداند, به طورى که هیچ معروفى به گوشش نرسد, مگر آن که آن را بفهمد و هیچ منکرى را نشنود, جز آن که زشتـش داند و سپـس کلمه اى به دلـش الهام کنـد که کـارش را بـدان فـراهـم آرد.

درخواست عافیت از خدا

فسئلـوا ربکـم العافیه و علیکـم بـالـدعه والوقار و السکینه و الحیاء. (۱۵)
از پـروردگارتان عافیت بخـواهید و نرمش و وقار و آرامـش حیا را حفظ کنیـد.

دعا ، خود عمل است
اکثـروا من الدعاء, فان الله یحب مـن عباده الذین یدعونه, وقد وعد عباده المومنین الاستجابه و الله مصیر دعاء المـومنین یوم القیامه لهم عملا یزیدهـم به فى الجنه. (۱۶)
زیاد دعا کنید, زیرا خداوند بندگان دعا کـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قیامت دعاى مـومنان رااز کردارشان م

ت بداریم
وعلیکم بحب المساکین المسلمین فان من حقرهم و تکبر علیهم فقد زل عن دیـن الله و الله له حاقـر ماقت وقد قال ابـونا رسـول الله ( ص) (( امرنـى ربـى بحب المساکین المسلمین منهم)). (۱۷)
برشما باد به دوستـى مستمندان مسلمان, زیرا هر کس آنان را کوچک بدارد و بر آنها تکبر ورزد, به راستـى که از دیـ ن خدا لغزیده و خـدا کـوچک کننده و زبـون کننده اوست, و پدر ما رسـول خدا(ص) فرمـوده: (( پروردگارم به مـن دستـور داده است که مستمنـدان مسلمـان را دوست بـدارم. ))

رابطه حسد و کفر
ایـاکـم ان یحسـد بعضکـم بعضـا فـان الکفـر اصله الحسـد. (۱۸)
از حسـد ورزى به یکـدیگـر بپـرهیزیـد, زیـرا ریشه کفـر, حسـد است.

اعمال محبت آور
ثلاث تـورث المحبه: الـدیـن و التـواضع والبذل. (۱۹)
سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـى و بخشـش.

اعمال دشمنىآور
ثلاثه مکسبه للبغصـاء: النفـاق والظلم و العجب.
سه چیز است که دشمنـى مـىآورد: دو رویـى , ستـم و خـودبینـى .

نشانه هاى صبر شجاعت دوستی
ثلاثه لا تعرف الا فـى ثلاثه مـواطن : لایـعرف الحلیـم الا عنـد الغضب و لاشجاع الا عندالحرب, ولا اخ الا عند الحاجه. (۲۰)
سه کس اند که شناخته نشوند جز در سه جا: بـردبار شناخته نشـود جز به هنگام خشـم , وشجاع شناخته نشـود جز به وقت نبـرد , وبـرادر و دوست شنـاخته نشـود جز به وقت نیاز.

نشانه هاى نفاق
ثلاث من کن فیه فهو منافق و ان صام و صلى: من اذا حـدث کذب و اذا وعد اخلف. و اذا ائتمن خان. (۲۱)
سه چیز است در هر که باشد منافق است, اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن که چون سخن گوید دروغ گوید , و چون وعده کند خلاف ورزد و چون امنیش دانند خیانت نماید.

از سه کس پرهیز کن !

لاتشـاور احمق, و لاتستعن بکذاب و لاتثق بمـوده ملوک. (۲۲)
با احمق مشورت نکن, واز دروغگو یارى مجو,و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.

نشانه هاى بزرگواری
ثلاث مـن کـن فیه کـان سیـدا: کظم الغیظ والعفـو عن المسیىء والصله بـالنفـس والمـال. (۲۳)
سه چیز است که در هـر که بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ,گذشت از بدکـردار, کمک و صله رحـم بـا جـان و مـال.

دیگر نشانه هاى بزرگوارى
ثلاثه تـدل علـى کـرم المـرء : حسن الخلق , و کظم الغیظ و غض الطـرف. (۲۴)
سه چیز است که دلیل بزرگوارى شخص است : خوشخویى, فرو بردن خشم , و فرو هشتن چشم

نشانه هاى بلاغت
ثلاثه فیهن البلاغه: التقـرب من معنى البغیه, والتبعد من حشوالکلام , والدلاله بالقلیل على الکثیر. (۲۵)
سه چیز است که در آن بلاغت و شیـوایـى است: معنى مقصود را رساندن, و از سخـن بیهوده دورى جستـن , و بـا لفظ کم, معنـى بسیـار را رسـانـدن.

نجات در سه چیز است
النجـاه فـى ثلاث: تمسک علیک لسـانک, ویسعک بیتک و تنـدم على خطیئتک. (۲۶)
نجات در سه چیز است , زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى ! و بـر خطایت پشیمان شوى.

انس وصفا در سه چیز است
الانـس فـى ثلاث: فـى الزوجه المـوافقه والـولد البار والصـدیق المصافى. (۲۷)
انـس در سه چیز است: زن مـوافق و فـرزنـد نیکوکار و دوست خالص و بـا صفـا.

سه چیز , تباهى مىآورند
ثـلاثه تکدر العیش : السلطان الجائر, والجار السـوء و المراه البذیه. (۲۸)
سه کس زندگى را تیره کنند: زمامدار ستمگر , و همسایه بد و زن بى شرم و بدزبان

سه چیز محرومیت ساز
من طلب ثلاثه بغیر حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنیا بغیر حق حرم الاخره بحق, و مـن طلب الریاسه بغیـر حقحرم الطاعه له بحق و مـن طلب المال بغیـر حق حـرم بقائه له بحق. (۲۹)
هـر که سه چیز را به ناحق خـواهـد از سه چیز به حق محـروم گردد:
۱ـ هـر که دنیـا را به نـاحق خـواهـد از آخـرت به حق محـروم گردد
۲ـ هـر که به نـاحق ریـاست طلبـد از طـاعت به حق محـروم گردد
۳ـ هـر که به نـاحق مـالـى را طلبـد از مـانـدگـارى به حق آن محـروم گردد.

سلامتی در گریز از سه چیز است
ان یسلـم الناس مـن ثلاثه اشیاء کانت سلامه شـامله: لسان السوء و ید السوء و فعل السوء. (۳۰)
اگـر مـردم از سه چیز در سلامت بـاشنـد, سلامت کـامل خـواهنـد داشت: زبان بد ودست بد و کاربد.

کمال احسان به سه چیز است
لایتـم المعروف الا بثلاث خصـال: تعجیله و تقلیل کثیره و ترک الامتنان به. (۳۱)
احسان و نیکى کامل نباشد, مگر با سه خصلت: شتاب در آن , کم شمردن بسیار آن و منت ننهادن بر آن.

سه ویژگی که ایمان راسودمند کنند
من لم تکن فیه ثلاث خصال لم ینفعه الایمان: حلم یرد به جهل الجاهل , و ورع یحجزه عن طلب المحـارم و خلق یـدارى به النـاس. (۳۲)
هـرکه سه خصلت در او نبـاشـد, ایمـان به او سـودى نـرسـاند:
۱- حلمـى که بـا آن ,نـادانـى نـادان را بـرطـرف کند,
۲- پـارسـایـى اى که از طلب حـرام بازش دارد,
۳- و اخلاقـى که به وسیله آن بـا مـردم مـدارا کنـد.

چگونه دانش اندوزی کنیم
اطلبوا العلم و تزینوا معه بالحلم والوقار وتواضعوا لمن تعلمونه العلم وتـواضعوا لمـن طلبتـم منه العلـم , ولا تکـونـوا علماء جباریـن فیذهب بـاطلکـم بحقکـم. (۳۳)
دانش بیـاموزید و بـا آن خـود را بـه بردبارى وسنگیـنى بیـارایید و بـا دانـش آمـوزان خود فروتـن باشید, و دربرابراستاد خـویـش تـواضع کنیـد, و از عالمان متکبـر , مستبـد نبـاشیـد که رفتار ناحقتـان حق شمـا را از بیـن بـرد.

اعتماد بر حسب شناخت

اذا کان الزمان زمان جـور و اهله اهل غدر فالطمانینه الى کل احـد عجز. (۳۴)
هـرگاه زمان, زمان جـور و ستم باشـد واهل زمانه اهل غدر و نیرنگ, اعتماد و دلبستگى به هر کسى عجز و درماندگى است.

نتیجه تمایل به دنیا
الـرغبه فـى الـدنیـا تـورث الغم و الحزن والزهـد فـى الدنیا راحه القلب و البـدن. (۳۵)
رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه, و زهد و بـى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است.

صفات آمر به معروف و ناهى از منکر(خیر خواهان )
انمـا یـامـر بـالمعروف و ینهى عن المنکر من کـانت فیه ثلاث خصال:
۱- عالم بما یامر, عالم بما ینهى.
۲- عادل فیما یامر, عادل فیما ینهى.
۳- رفیق بما یـامـر , رفیق بما ینهى. (۳۶)
کسـى امـر به معروف و نهى از منکـرمى کند که در او سه ویژگى باشد :
۱- به آنچه امـر کنـد دانـا بـاشـد و بـدانچه نیز نهى کنـد دانـا بـاشد,
۲- در آنچه امـر کنـد عادل بـاشـد و در آنچه نیز نهى کنـد عادل بـاشد,
۳- به آنچه امر کند با نرمش امر کند و بدانچه نیز نهى کند با نرمش نهى کند.

زمامدار ستمگر
مـن تعرض لسطـان جـائر فاصـابته منه بلیه لم یوجـر علیها و لم یـرزق الصبر علیها. (۳۷)
هر که از زمامدار ستمگر, طالب فضل واحسانى شـود, از او بلایى بیند که , بر آن پـاداش نیـابـد و صبـر بـرآن روزى او نشـود.

بهترین دوست
احب اخوانى الى من اهدى الى عیوبى. (۳۸)
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من, کسـى است که عیبهایـم را به من اهدا کنـد.

برترى جوینده گمراه

مـن دعا النـاس الـى نفسه و فیهم مـن هـو اعلـم منه فهـو مبتـدع ضـال. (۳۹)
هر که با وجود داناتر از خود, مردم را به اطاعت از خود دعوت کند بدعت گزار و گمراه است.

آثار صله رحم (ارتباط با بستگان)
ان صله الرحم و البر لیهونان الحساب و یعصمان من الذنوب فصـلوا اخـوانکم و بـروا اخـوانکـم و لـو بحسـن السلام و رد الجواب. (۴۰)
به راستـى که صله رحـم و نیکـوکارى , حساب را آسان کند واز گناهان جلوگیرى نماید پـس با برادران خود صله رحم و نیکى کنید گر چه به نیکو سلام دادن و جواب سلام باشد.

دوستدار دنیا
من تعلق قلبه بالدنیا, تعلق قلبه بثلاث خصال: هم لایفنى, و إمل لا یدرک, و رجإ لا ینال) (۴۱)
امام صادق(ع) فرمود: هرکس دل به دنیا ببندد به سه خصلت گرفتار خواهد شد:
۱- اندوهى که پایان ندارد.
۲- آرزویى که به آن دسترسى ندارد.
۳- امیدى که بدان نرسد.

پشیمان ترین افراد
ان من اعظم الناس حسره یوم القیامه, من وصف عدلا ثم خالفه الى غیره. (۴۲)
پشیمان ترین شخص در روز قیامت, کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید, اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد.

انسان دو چهره
من لقى المسلمین بوجهین و لسانین, جإ یوم القیامه و له لسانان من نار. (۴۳)
هرکس با مسلمانان با دو چهره و دو زبان برخورد کند, روز قیامت با دو زبان از آتش وارد عرصات محشر خواهد شد.

مورد توجه پیشواى ششم(ع)
امام صادق(ع) به عبدالله بن ابى یعفورفرمود: اى عبدالله! دقت کن درآن چیزى که حضرت على(ع) را پیش رسول الله(ص) سرافراز کرد و به آن مقامات عالى رساند.پس توهم آن ها رابراى خودت لازم بدان وخودت را به آن صفت هاى زیبا بیارا. بدان! مطئنا على (ع) درنزد پیامبر(ص) به آن درجه و عظمت نرسید, مگر با دو چیز:
۱- راستی
۲- امانت داری . (۴۴)

بـهـتـرین بندگان
ان خـیر العباد من یجتمع فیه خمس خصال : اذا احسن استبشر, واذا اساء استغفر,واذا اعطى شکر, واذا ابتلى صبر, واذا ظلم غفر. (۴۵)
بـهـتـرین بندگان کسى است که در او پنج خصلت جمع باشد: هنگامى که نیکى کند,شاد باشد,مـرتـکب کار بدى شود, استغفار کند, نعمتى به وى رسد, شکرش را به جاى آورد, بلایى بر او نازل شود, شکیبایى کند, و ستمى بر او شود, عفو نماید.

ارزش عمل همراه با یقین
واعـلـم ان الـعـمـل الـدائم القلیل على الیقین افضل عند اللّه من العمل الکثیر على غیریقین .(۴۶)
بـدان بـه درستى که عمل دایمى اندک , که همراه با یقین باشد , نزد خداوند متعال , افضل از عمل بسیارى است که با یقین همراه نباشد.

شناسائی بردبار، شجاع، برادر دینی
ثلاثة لا تعرف الا فی ثلاثة مواطن : لا یعرف الحلیم الا عند الغضب , ولا الشجاع الا عند الحرب , ولا اخ الا عند الحاجة. (۴۷)
سه خصلت است که شناخته نمى شود مگر در سه جا: بردبار شناخته نمى شودمگردرهنگام خشم , شـجـاع شـنـاخـتـه نـمـى شـود مگر در هنگام نبرد, و برادر دینى شناخته نمى شود مگر در زمان نیازمندى.

راه بهشتى شدن
حضرت امام جعفر صادق(ع) سه راه را فراروى جویندگان بهشت قرار داده است:
۱ـ پیروى از أمه علیهم السلام .
۲ـ برأت از دشمنان.
۳ ـ سخن گفتن آگاهانه و سکوت هنگام نا آگاهى. (فکل من قصدنا و تولانا و لم یوال عدونا و قال ما یعلم و سکت عما لایعلم او اشکل علیه فهو فى الجنه) (۴۸)
هر کس جویا و پیرو ما باشد و از دشمنان ما پیروى نکند و چیزى که مى داند , بگوید و از آن چه که نمى داند , یا بر او مشکل (مشتبه) است, سکوت کند, در بهشت است.

ارزش سکوت
علیک بالصمت, تعد حلیما, جاهلا کنت او عالما, فان الصمت زین لک عندالعلمإ و سترلک عندالجهال. (۴۹)
عالم باشى یا جاهل , خاموشى را برگزین تا بردبار به شمار آیى ; زیرا خاموشى نزد دانایان زینت و در پیش نادانان پوشش است.

نشانه هاى ناتوانى
قد عجز من لم یعد لکل بلإ صبرا و لکل نعمه شکرا و لکل عسر یسرا. (۵۰)
ناتوان است کسى که براى هر بلایى صبرى, براى هر نعمتى شکرى و براى هر سختى آسانى آماده نکند.

عوامل ایجاد اتحاد بین مردم
در حـدیث آن حضـرت آمـده است: هر گاه نزدیکـى و ارتباطهاى مردم بـر سه پایه و محور استوار نباشد, آن جماعت درمعرض سستى و فروپاشى و وارد شدن وهـن بر آنان است و همیـن مساءله, زمینه سـاز شمـاتت دشمنان و بـدزبـانـى و طعنه بـدخـواهان مى گردد. آن سه محور وحدت آفرین اینهاست:
۱ـ ترک حسد
۲ـ پیوند و ارتباط
۳ـ تعاون و یارى امام صادق(ع)
پیامـد هر یک از سه نکته فـوق را نیز بیان مـى فرمایـد: اما متـن کلام آن حضرت:
۱ـ ((تـرک الحسـد فیما بینهم, لئلا یتحزبـوا فیتشتت امرهـم)) براى پیشگرى از ضعف و سستـى جامعه اسلامى آن است که در میان خـود, حسد را نسبت به یکـدیگرترک کنند, تا دسته دسته و گروه گروه نشـوند و گرفتار تشتت و تفرقه در امور نگردند.
۲ـ ((و التـواصل, لیکـون ذلک حـادیـا لهم علـى الالفه)) تـواصل و پیـونـد ارتباط با یکـدیگـر است, تا ایـن پیـونـد آنان را به الفت و همبستگـى بکشاند.
۳ـ ((و التعاون, لتشملهم العزه)) یـارى و تعاون است, تا عزت آنان را فرا گیرد. (۵۱)
حضرت مـى فرماید: برادران دینى درمیان خـود به سه چیزنیازمندند, اگر ایـن سه را داشتند یا به کار گرفتند, عزتمند ومتحدند, وگرنه گرفتار جـدایـى, مباینت, کینه و تبـاغض مـى شـونـد. آن سه محور, اینهاست: ((… وهى: التناصف, و التراحـم و نفى الحسد.)) (۵۲)
مراعات انصاف با یکدیگر, نسبت به هـم شفقت و تـرحـم داشتـن تـرک حسـد و رشک بردن.

توجه به ظرفیت افراد
امام صادق(ع) شخصى را بـراى ماءموریتى بـه منطقه اى فرستاد. او در گزارش خود بـه امام از مردم منطقه بـه شدت انتقاد کرد. امام
فرمود:اى سراج, ایمان ده درجه دارد. بعضى یک درجه ایمان دارند وبعضى دو درجه.بعضى هم هفت تا ده درجه. نباید کسانى که ایمان کاملترى دارند از دیگران بیش از ظرفیت آنها توقع داشته بـاشند.

نابودی شش گروه به شش چیز
یهلک اللّه ستابست : الا مراء بالجور, والعرب با لعصبیة , والدهاقین بالکبر , والتجار بالخیانة , و اهل الرستاق با لجهل , والفقهاء بالحسد. (۵۳)
خداوند متعال شش گروه را به شش خصلت از بین مى برد : زمامداران را به ستمکارى , عرب را به عصبیت (ملى گرایى ) , دهقانان ( دهبانان ) را به خودخواهى ,بازرگانان را به خیانت , روستاییان را به نادانى و فقها را به حسادت .

ولایت پذیری
امام صادق(ع) همواره مساءله ولایت را مطرح مى کرد, و مى فرمود:
((ولایت از نماز, روزه, زکات و حج برتر است, و دلیل آن را چنین ذکر مى کرد: ((لانها مفتاحهن والوالى هو الدلیل علیهن; (۵۴)
زیرا ولایت کلید همه آنها است, و حاکم و رهبر, راهنماى مردم به سوى همه آنها است.)) و گاهى مى فرمود:
((من مدح سلطانا جائرا و تخفف و تضعضع له طمعا فیه کان قرینه فى النار; (۵۵)
کسى که سلطان ستمگرى را تمجید کند, و دربرابر او فروتنى و کرنش نماید, تا در کناراو به نوایى برسد, چنین کسى همدم آن سلطان
در میان آتش دوزخ خواهد بود.)) و زمانى دیگر از رسول خدا(ص) نقل مى کرد که فرمود: ((الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فى الدنیا; (۵۶)
علماى دین نمایندگان امین پیامبران هستند تا هنگامى که وارد در دنیا نشده اند.)))
شخصى از رسول خدا(ص) پرسید:نشانه ورود آنها در دنیا چیست؟
رسول خدا(ص) فرمود: ((اتباع السلطان, فاذا فعلوا ذلک فاحذروهم على دینکم; (۵۷)
پیروى سلطان, هرگاه دانشمندان چنین کنند, براى حفظ دینتان از آنها بپرهیزید.))

رسم رفاقت
دوست خوب یکى از سرمایه هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوشبختى آدمى است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مى کند و شادمانى و نشاط را در گرو همنشین با رفیق مى داند.
رفیق شایسته, براى جوان جایگاه خاص خویش را دارد و اهمیت آن به گونه اى است که در شکل دهى شخصیت او نقش بزرگى ایفا کرده, اولین احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ایجاد مى کند.
جوان از یک سو به کشش طبیعى و خواهش دل, عاشق دوستى و رفاقت است و به ایجاد عمیق ترین روابط دوستانه با یک یا چند نفراز همسالان خود هست وازطرف دیگر براثراحساسات ناسنجیده و عدم نگرش عقلانى ممکن است در دام رفاقت با دوستان نادان و تبهکار افتد، از این رو خطر وجود دوستان بد وناپاک, این نگرانى را در جوان ایجاد مى کند که چگونه یک دوست خوب و یکدل را انتخاب کنم؟
امام صادق(ع) رفقا را سه نوع مى داند:
۱ ـ کسى که مانند غذا به آن نیاز هست و آن (رفیق عاقل) است.
۲ ـ کسى که وجود او براى انسان به منزله بیمارى مزاحم و رنج آور است و آن (رفیق احمق) است.
۳ ـ کسى که وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن (رفیق روشن بین و اهل خرد) است. (۵۸)

شیوه انتخاب دوست در نگاه پیشواى ششم, این گونه است:
(رفاقت, حدودى دارد, کسى که تمام آن حدود را دارانیست, کامل نیست, و آن کس که داراى هیچ یک از آن حدود نیست, اساسا دوست نیست:
۱ ـ ظاهر و باطن رفیق, نسبت به تو یکسان باشد.
۲ ـ زیبایى و آبروى تو را جمال خود بیند و نازیبایى تو را نا زیبایى خود بداند.
۳ ـ دست یافتن به مال یا رسیدن به مقام, روش دوستانه او را نسبت به تو تغییر ندهد.
۴ ـ در زمینه رفاقت, از آنچه در اختیار دارد, نسبت به تو مضایقه ننماید.
۵ ـ تو را در مواقع گرفتارى و مصیبت ترک نگوید.) (۵۹)
دوست آینه تمام نماى دوست است و دو دوست مثل دو دست اند که آلایش یکدیگر را مى شویند و به فرموده امام صادق ( ع ) :
کسى که بیند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند, با آنکه توان آن را دارد, به او خیانت کرده است. (۶۰)
همچنین فرموده اند: دوست داشتنى ترین برادر من کسى است که عیوب مرا به من هدیه کند (به من بازگو کند). (۶۱)
امام صادق(ع) ضمن تإکید فراوان به انتخاب دوست خوب وپایدارى دراین دوستى, جوانان را ازرفاقت با نادان و احمق پرهیز مى دهد:
کسى که از رفاقت با احمق پرهیز نکند, تحت تإثیر کارهاى احمقانه وى قرارمى گیرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند او مى شود. (۶۲)
در فرهنگ نورانى حدیثى ما, جوانان را از رفاقت با بدنامان بر حذر داشته, آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز و سخن چین ترغیب مى سازند. (۶۳)
امام صادق(ع) مى فرماید:
(از سه طأفه مردم کناره گیرى کن وهرگز طرح دوستى ورفاقت با آن مریز;خأن, ستمکار وسخن چین. زیرا کسى که براى توبه دیگرى خیانت کند, روزى نیز به تو خیانت خواهد کرد و کسى که براى تو به دیگران ظلم و تجاوز کند, به تو نیز ظلم خواهد کرد و کسى که از دیگران نزد تو سخن چینى کند, علیه تو نیز نزد دیگران نمامى خواهد نمود.) (۶۴)
راه و (رسم رفاقت) در ثبات و پایدارى دوستى موثر است.
گوشه اى از شیوه آن را درکلام امام صادق(ع) مى نگریم: (کمترین حق آن است که:
دوست بدارى براى او چیزى که براى خود دوست مى دارى. کراهت داشته باشى درحق او, ازآن چه براى خود کراهت دارى.ازخشم او بپرهیزى, به دنبال رضا وخشنودى او باشى. با جان و مال و زبان ودست و پایت او را کمک کنى. مراقب وراهنماى او و آیینه او باشى. سوگندش را قبول کنى, دعوتش را اجابت نمایى, هرگاه بیمار شد,به عیادتش بروى وهرگاه فهمیدى حاجتى دارد, قبل از این که بگوید, آن را انجام دهى, و وى را ناگزیر نکنى که انجام کار را از تو درخواست کند…) (۶۵)

رهنمودهای امام (علیه السلام) به عبدالله بن جندب
عبدالله بن جندب کیست؟
عبدالله بن جندب ازعلماى بزرگ شیعه و راویان پارسا ومورد اطمینان درسده دوم هجرى و ازیاران امام صادق, امام کاظم وامام رضا علیهم السلام است. (۶۶)

هشدار به دوستان
امام صادق ( ع ) دراولین جمله از سفارش هاى سازنده خود, به دوستان خود هشدار مى دهد و آن ها را از خطر دام هاى شیطان آگاه مى سازد:
(یاعبدالله! لقد نصب ابلیس حبأله فى دارالغرور فما یقصد فیها الااولیأنا);
اى عبدالله! ابلیس دام هایش را در دنیاى فریبنده فقط به قصد شکار دوستان ما پهن کرده است. یابن جندب! ان للشیطان مصأد یصطادبها فتحاموا شباکه ومصأده.)
اى پسر جندب! شیطان مکان هایى براى شکار دارد. مواظب دام ها و شکارگاههاى او باشید!
عبدالله بن جندب مى پرسد: یابن رسول الله(ص) و ماهى؟
اى پسرفرستاده خدا! آنها چیستند؟
(اما مصائده فصد عن برالاخوان, و اما شباکه فنوم عن قضإ الصلوات التى فرض الله.)
اما از ابزارهای شکار اوجلوگیری از محبت ونیکى دوستان به یکدیگر و از دام هاى شیطان خواب درهنگام نماز تا جائی که قضا گردد.

فایده هاى نیکى به برادران
دررفتارها و روابط اجتماعى, که تشکیل دهنده بخش عظیمى اززندگى انسان ها, است, داشتن حس همیارى و روحیه نیکى به برادران
دینى نشانده دهنده پویایى و سلامت جامعه است.امام صادق(ع) از سویى بى توجهى به آن را شکارگاه شیطان شمرده و از سوى دیگر
اهمیت و ارزش این خصلت نیکو را با ذکر گوشه هایى از آثار و فوأد آن, این گونه بیان داشته است:

الف ـ عبادت خدا
(اما انه مایعبدالله بمثل نقل الاقدام الى برالاخوان و زیارتهم). (۶۷)
آگاه باش! همانا خداوند به چیزى مانند گام برداشتن در راه نیکى به برادران و دیدار آن ها بندگى نشده است.

ب ـ سعى بین صفا و مروه
(یابن جندب! الماشى فى حاجه اخیه کالساعى بین الصفا و المروه.) (۶۸)
اى پسر جندب! کسى که براى بر طرف کردن نیاز برادر خود گام بر مى دارد مانند کسى است که سعى بین صفا و مروه مى کند.

ج ـ به خون غلطیدن در راه خدا
(وقاضى حاجته کالمتشحط بدمه فى سبیل الله یوم بدر واحد); (۶۹)
برطرف کننده نیاز برادر دینى همانند کسى است که روز بدر و احد در راه خدا به خون خود بغلطد.

د ـ همنشینى با حور
(یابن جندب! من سره ان یزوجه الله الحور العین و یتوجه بالنور فلیدخل على اخیه المومن السرور); (۷۰)
اى پسر جندب! هرکه خوشحال مى شود از این که خداوند او را به ازدواج حور العین در آورد و تاج نور بر سرش نهد باید دل برادر مومنش را شاد سازد.

عقوبت سستى دررفع نیاز برادران
(ما عذب الله امه الا عنداستهانتهم بحقوق فقرإ اخوانهم); (۷۱)
خداوند امتى را عذاب نخواهد کرد, مگر در وقتى که نسبت به حقوق برادران نیازمند خود سستى نمایند.

آسیب شناسى روابط اجتماعى
امام جعفرصادق(ع) چند مورد از آسیب هاى روابط اجتماعى را چنین بیان کرده است:
۱ ـ غش: خیانت, نیرنگ وکلاه بردارى.
۲ ـ تحقیر: خوار و کوچک شمردن دیگران و بى توجهى به شخصیت آن ها.
۳ ـ دشمنى: کینه توزى و درگیرى.
۴ ـ حسادت: ناراحت شدن از خوبى هاى دیگران و خیر دیگران را نخواستن.
(و من غش اخاه وحقره وناواه جعل الله النار مإواه, و من حسد مومنا انماث الایمان فى قلبه کما ینماث الملح فى المإ); (۷۲)
هرکس به برادر مومنش نیرنگ زند و او را کوچک و خوار شمارد و با او درگیر شود, خداوند جایگاهش را آتش قرار دهد و هر که به مومنى حسادت ورزد ایمان در دلش آب شود, همانند آب شدن نمک در آب.)

زیان هاى غفلت از نماز
امام صادق(ع) در ادامه سفارش هایش به عبدالله بن جندب فرمود:
(یابن جندب! اقل النوم باللیل و الکلام بالنهار فما فى الجسد شیىء اقل شکرا من العین واللسان, فان ام سلیمان فالت لسلیمان (ع) یابنى ایاک و النوم فانه یفقرک یوم یحتاج الناس الى اعمالهم); (۷۳)
اى پسرجندب! درشب کم بخواب و در روز کم بگو, زیرا درجسم آدمى عضوى کم سپاس تر از چشم و زبان نیست. همانا مادر سلیمان
به سلیمان گفت: پسرم! از خواب بپرهیز, زیرا تو را در روزى که مردم به اعمال و کردار خود نیازمندند, سخت محتاج مى کند.
باتوجه به نیاز طبیعى و لازم انسان به خواب , مذمت آن در این سخنان مربوط به پرخوابى و خواب هایى است که انسان را از انجام وظایف دینى و دنیایى باز مى دارد.

کردارهاى برتر
(یابن جندب! صل من قطعک,واعط من حرمک, واحسن الى من اسإ الیک, وسلم على من سبک, و انصف من خاصمک,واعف عمن ظلمک, کما انک تحب ان یعفى عنک , فاعتبر بعفوالله عنک , الاترى ان شمسه اشرقت على الابرار و الفجار و ان مطره ینزل على الصالحین و الخاطئین.) (۷۴)
اى پسر جندب ! با کسى که از تو بریده, وصل کن; به کسى که چیزى به تو نداده, چیز بده; با کسى که به تو بدى کرده, خوبى کن; به
کسى که به تودشنام داده, سلام کن; باکسى که با تو دشمنى کرده,انصاف داشته باش و از کسى که به تو ظلم کرده, در گذر, همچنان که دوست دارى از تو در گذرند. پس از گذشت خداوند از خودت عبرت بگیر. آیا نمى بینى خورشید خداوند برخوبان و بدان مى تابد و بارانش بر صالحان و مجرمان نازل مى شود؟

سیمای شیعه در نگاه امام صادق ( علیه السلام )
حضرت بـه شیعیان تـوصیه و سفارش مى کردند که بـه زیارت یکدیگر بـروید , کـه این دید و بـازدیدها دل هایتـان را زنده مـى دارد. و احادیث و سخنان ما را بـه یکدیگر نقل کنید, که سخنان و احـادیث ما, شما را به یکدیگر پیوند مى دهد و بهره گیرى از آنها هدایتتان مى کند و نجاتتان مى بخشد.
اما اگر آنها را تـرک کنید گمراه شده و هلاک مى گردید. پـس بـه احادیث و سخنان ما تـوجه نمائید که من نجات شما را بـا عمل بـه آنها تضمین مى کنم.

آخرت

قد جلت الاخره فى اعینهم حتى ما یریدون بها بدلا… و انما کانت الدنیا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم; (۷۵)
آخرت در نگاه آن ها بسیار بزرگ است, به اندازه اى که چیزى را با آن عوض نمى کنند… و دنیا نزد آن ها همانند مار گزنده و دشمن بى زبان است.
پیروان حقیقى و دوستان واقعى خاندان نبوت علیهم السلام به چیزى جز آخرت نمى اندیشند و تمام کردارها و رفتارهاى خود را با نگاه به آخرت مى سنجند. دنیا در نظر مومن وسیله اى است براى رسیدن به هدفى بزرگ که همان زندگى جاودان آخرت است. دوستان حقیقى اهل بیت علیهم السلام از مواهب دنیوى بهره مى برند, اما هرگز زندگى جاودان را با زندگى گذراى دنیا عوض نمى کنند.

انس با خدا
(انسوا بالله واستوحشوا مما به استإنس المترفون); (۷۶)
آن ها با خدا انس گرفته اند و از آن چه که مال اندوزان به آن انس گرفته اند, در هراسند. مومنان ازنعمت هاى الهى بهره مى برند اما به آن ها وابسته نمى شوند.وابستگى به مال دنیا موجب بندگى انسان دربرابر مادیات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابسته اند. شیعیان واقعى با یاد خدا آرامش مى یابند نیستند.
حضرت صادق(ع) پس ازبرشمردن این دوویژگى مهم,فرمود:(اولئک اولیأى حقا بهم تکشف کل فتنه وترفع کل بلیه);(۷۷)
آن ها دوستان حقیقى من هستند. به وسیله آن ها فتنه شکست مى خورد و هرگرفتارىها بر طرف مى شود.

سخاوت
(یابن جندب! ان شیعتنا یعرفون بخصال شتى: بالسخإ و البذل للاخوان); (۷۸)
اى پسر جندب! همانا شیعیان ما به چند خصلت شناخته مى شوند: به سخاوت و بخشش به برادران.

خواندن پنجاه رکعت نماز و رعایت وقت نماز
(وبإن یصلوا الخمسین لیلا و نهارا… و یحافظون على الزوال); (۷۹)
شیعیان ما در شبانه روز پنجاه رکعت نماز مى خوانند و توجه به وقت نماز ظهر (خواندن نماز اول وقت) دارند. ((ابوبـصـیر)) مى گوید: امام صـادق(ع)در آخـرین لحـظه هاى عمرش فرمود: همه اقوام و خویشان مرا خبر کنید.
همین که همه بـستـگانش را خبـر کردیم و همه در خانه حضرت جمع شدند , حـضرت فرمود: شـفاعت ما هرگز نصیب کسـى که نماز را سـبـک مى شمارد نخواهد شد.

دورى از پرخاش و داد و فریاد
(لایهرون هریرالکلب); (۸۰)
شیعیان ما همانند سگ وزوزه نمى کشند.

دورى از طمع
(ولایطمعون طمع الغراب); (۸۱)
شیعیان ما همانند کلاغ طماع و حریص نیستند.

دورى از دشمنان
(و لایجاورون لنا عدوا و لا یسإلون لنا مبغضاولوماتوا جوعا); (۸۲)
شیعیان ما با دشمنان همسایگى نمى کنند و اگر از گرسنگى بمیرند, چیزى از آن ها نمى خواهند.

دقت در خوراک
(شیعتنا لایإکلون الجرى… و لا یشربون مسکرا); (۸۳)
شیعیان ما مارماهى نمى خورند.. . و شراب نمى نوشند.

شیوه برخورد با گناهکاران
۱- گفتن خوبى ها و پرهیز از سخن ناروا
(یابن جندب لاتقل فى المذنبین من اهل دعوتکم الا خیرا); (۸۴)
اى پسر جندب! به گناهکاران از همکیشان خود جز خوبى و نیکویى چیزى مگو. در برخورد با گناهکاران باید با سخنان نیکو و گفتن خوبى هاى آنان, امید مرده در آن ها را زنده کرد و از خشونت, گفتار ناروا و بازگو نمودن لغزش هاى آن ها پرهیز کرد ; زیرا چنین برخوردهایى مجرمان را از پیمودن راه درست ناامید و نسبت به دین و آموزه هاى آن گریزان مى سازد.

۲ ـ در خواست توفیق براى گناهکاران
(واستکینوا الى الله فى توفیقهم); (۸۵)
توفیق آن ها را خاضعانه از خداوند بخواهید.

۳ ـ در خواست توبه براى گناهکاران
(ان الله یحب التوابین); خداوند کسانى که بسیار توبه مى کنند را دوست دارد. (۸۶)
توبه روشى است که امام صادق(ع) براى پاکسازى گناهکار توصیه کرده است: شیعیان واقعى باید ازخدا بخواهند که گناهکاران ازکردارناشایست خودپشیمان شوند وبه سوى خدا بازگردند, زیرا خداوند بسیار توبه پذیر و بخشنده است; (اناالله هوالتواب الرحیم) (۸۷)

دورى جستن از عقاید منحرف
خطر بدعت ها, گرایش هاى منحرف و قرأت هاى ناصواب از دین, همیشه متوجه جوامع شیعى بوده است.
(یابن جندب! بلغ معاشر شیعتنا و قل لهم: لاتذهبن بکم المذاهب); (۸۸)
اى پسر جندب! به شیعیان ما بگو; مبادا را عقاید منحرف, شما را از مذهب خودتان بیرون برد.

اساس اسلام
آخرین جمله از سفارش هاى امام صادق(ع) به ابن جندب درباره اهمیت و ارزش محبت اهل بیت علیهم السلام است.
(لکل شیىء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البیت); (۸۹)
هرچیزى را پایه اى است و پایه اسلام, محبت ما, اهل بیت علیهم السلام است.

3 Responses to پای درس زیباترین استاد

  1. رمضان زمانی می‌گه:

    سلام دوست عزیز
    عنوان نوشته شما مرا به فکر واداشت. چرا امام صادق را زیباترین استاد! نامیده‌اید.شاید منظور جناب عالیاین بوده است: پای زیباترین درس‌های استاد یا چیزی دیگر به هر حال به نظر می‌رسد در انتخاب عنوان دقت نفرموده‌اید. موفق باشید.

    • زمانی رمضان می‌گه:

      سلام ممنون از توجه جنابعالی
      زیباترین پارسا امام علی
      زیباترین صلح امام حسن
      زیباترین شهید امام حسین
      و …………… زیباترین استاد امام صادق …………………. زیباترین انتظار انتظار مهدی

  2. sayed Ahmad Alavi می‌گه:

    hi.mr zamani that was wonderful.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>