مهندسی فرهنگی و فرهنگ قرآنی

آیا فکر نمی کنید که ما آهنگ قرآنی را بر فرهنگ قرآنی، آهنگ شهید و شهادت را بر فرهنگ شهید و شهادت ، آهنگ اهل بیت(ع) را بر فرهنگ اهل بیت (ع) و شور حسینی را بر شعور حسینی ترجیح داده ایم؟

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، فرهنگ را مهمترین عامل دستیابی به آرمان اصلی ملت ایران می دانند:« آرمان اصلی ملت ایران رسیدن به جامعه ای رشید، موحد، پرنشاط، پرامید، عدالت طلب، دارای اعتماد به نفس، پرکار، پیشرو، پیشرفته، دارای توکل و برخوردار از روح ایثار و گذشت است و «فرهنگ» مهمترین عامل دستیابی به این هدف والاست.» ایشان، فرهنگ را روح تمام فعالیت های جامعه می دانند و بر مهندسی فرهنگی در تمام ابعاد آن تاکید دارند و نگاه معقول اسلامی را ملاک «مهندسی فرهنگی» می دانند؛ « ما نمی‌خواهیم با نگاه افراطی به مقوله فرهنگ نگاه کنیم. بایستی نگاه معقول اسلامی را ملاک قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطی که معارف و الگوهای اسلامی به ما نشان می‌دهد تنظیم کرد. برخورد افراطی از دو سو امکان‌پذیر است و تصور می‌شود: نه می‌شود فرهنگ را در جامعه رها کرد که هر چه پیش آمد، پیش بیاید، نه می‌شود آن طور سختگیری‌های غلطی را که نه ممکن است و نه مفید، الگو قرار داد.» توصیه سوم رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره «حدود مهندسی فرهنگی» است؛ «ما نه معتقد به ولنگاری و رها سازی هستیم، که به هرج‌ و مرج خواهد انجامید، نه معتقد به سختگیری شدید، اما معتقد به نظارت، مدیریت، دقت در برنامه‌ریزی و شناخت درست از واقعیات هستیم.» ایشان همچنین تحقق عدالت اجتماعی در جامعه را از دیگر مبانی و معیارهای مهندسی فرهنگی می دانند: «باید فعالیتهای شورای عالی انقلاب فرهنگی زمینه ساز تحقق عدالت اجتماعی، رفتارهای صحیح فردی و اجتماعی و دین باوری در جامعه و کشور شود.» توصیه پنجم مقام معظم رهبری، در اجرای مهندسی فرهنگی، میدان دادن به اراده هاست؛ « اصلاً رشد فرهنگی با ابتکار و آزادگی و آزادی و میدان دادن به اراده‌هاست. در این تردیدی نیست. منتها هوای کار را باید داشت.» توصیه ششم رهبری بر شناخت نقاط ضعف در زمینه فرهنگی و تقویت این نقاط و بهره جستن از نقاط قوت فرهنگی جامعه است؛ « فرهنگ به عنوان شکل‌دهندة ذهن و رفتار عمومی جامعه است. اندیشیدن و تصمیم‌گیری جامعه بر اساس فرهنگی است که بر ذهن آنها حاکم است. در داخل کشور، چیزهایی که در فرهنگ عمومی، ضعیف است، یا جایش کم است، کدام است؟ یکی از آنها انضباط است دیگری اعتماد به نفس ملی و اعتزاز ملی است مورد بعدی، قانون‌پذیری است. مقوله بعدی، تدین و دین ‌باوری است. موارد دیگر فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگی، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره، فرهنگ لباس است.» بر اساس فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب می توان گفت که فرهنگ روح حاکم در جامعه است و باید جهت گیری های اصلی در تمام فعالیت ها بر اساس فرهنگ آن جامعه شکل گیرد. به اعتقاد نویسنده، مهندسی فرهنگی، یعنی به کارگیری همه عناصر در رسیدن به اهداف فرهنگی جامعه است که آرمان های اصلی یک ملت را رقم می زند و اگر بخواهیم مهندسی فرهنگی اجرا شود، باید فرهنگ جامعه را در همه ی عرصه ها تقویت کنیم و روح قرآنی را در این مسایل حاکم سازیم و بر اساس آموزه های دینی و باورهای ملی در حوزه های اجتماعی و فرهنگی گام برداریم تا به اهداف اصلی آن که همانا رسیدن به جامعه ای پرنشاط، پرکار و امیدوار، عدالت خواه و پیشرفته است، نایل گردیم. برای دستیابی به چنین جامعه ای نیاز به کار های اساسی و ریشه ای است که تنها با تشکیل کارگروه های تخصصی و مشورت با کارشناسان فرهیخته و اندیشمند و با میدان دادن به اراده ها حاصل می شود تا با ارایه راهبردها و مصوبات برای حاکمیت فرهنگ قرآنی بر لایه های اجتماعی جامعه تلاش کافی صورت پذیرد. لذا متولّیان فرهنگی ما باید بدانند که کارهای کلیشه ای فقط در حد یک مقدمه است برای پرواز ؛ یک جرقّه است برای یک جریان ؛ اگر کارهای کلیشه ای مقدمه ای برای کارهای ریشه ای نباشد خودش می شود حجاب اکبر و بت بزرگ و همین است معنای حدیث « العلم حجاب الاکبر». هر جا که کار کلیشه ای به عنوان مقدمه ای برای کار ریشه ای و وسیله ای برای رسیدن به هدف باشد آن کار مفید است و لازم، اما اگر آن کار کلیشه ای به عنوان هدف مطرح شد نه وسیله، این خود بتی است که نه تنها باعث ترویج فرهنگ اسلامی نمی شود بلکه فرهنگ اسلامی را به مذبح می برد. قرائت و حفظ قرآن اگر به عنوان مقدمه ای باشد برای فهم و تفسیر قرآن بسیار مفید و ضروری است. نهالی را که به شکل نمادین بر سطح خاک بگذاری هرگز جوانه نخواهد زد، نهال زمانی جوانه می زند که ریشه هایش در دل خاک کاشته شود. قرآن را هم تا زمانی که بر سر بگذاریم و لقلقه زبانمان باشد ولی هنوز در قلبمان کاشته نشده باشد، جوانه نخواهد زد. کارهای شعاری، شورآفرین است نه شعور آفرین؛ ما هر چه بکاریم، همان را درو می کنیم، نمی شود که ما کار کلیشه ای بکنیم و انتظار ثمرۀ کار ریشه ای را داشته باشیم. آیا فکر نمی کنید که ما آهنگ قرآنی را بر فرهنگ قرآنی، آهنگ شهید و شهادت را بر فرهنگ شهید و شهادت ، آهنگ اهل بیت(ع) را بر فرهنگ اهل بیت (ع) و شور حسینی را بر شعور حسینی ترجیح داده ایم؟ آیا ما در آهنگ شهدا (عکس و بنر شهداء، پوستر، نمایشگاه دفاع مقدس، کنگره شهدا، یادبود و یادمان شهدا و. . . ) سیر می کنیم یا در فرهنگ شهدا ( سیرۀ شهدا، آداب و اخلاق شهدا، تفکرات انقلابی شهدا)؟ آنچه که باعث تربیت افرادی همچون همّت ها و چمران ها و باکری ها می شود آهنگ شهدا نیست بلکه فرهنگ شهدا ست یعنی صرف آشنایی با صورت حاج همّت از شخصی حاج همّت نمی سازد، زمانی حاج همّت ها ساخته می شوند که افراد با سیرت شهدا آشنا شوند نه با صورت شهدا؛ آنچه که باعث تربیت افرادی همچون ابوذر ها و سلمان ها می شود آهنگ قرآن نیست (چرا که خوارج غرق در آهنگ قرآن بودند) بلکه فرهنگ قرآن است. آنچه که ما را حسینی و کربلایی می کند پیراهن مشکی و زنجیر زنی و کربلا رفتن نیست بلکه شناخت رسالت حسینی و هزینه نمودن در راه آن می باشد. با حسین یک نقطه از یا حسین کم دارد اما با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا؟ ما زمانی می توانیم مدعی شویم که کربلایی شده ایم که با کربلا متحد شویم نه صرفا مطلع. در نتیجه محصول مدیریت فرهنگی کلیشه ای می شود ظاهری با رنگ و لعاب دینی که مومن آن به داشتن ریش و انگشتر و تسبیح،  باتقوا شناخته می شود و میزان دینداری او با محک شرکت درهیئات، مراسم های مذهبی، ادعیه، نماز جمعه، زیارت عتبات عالیات و عمره گذاردن سنجیده می شود. اما محصول مدیریت فرهنگی ریشه ای می شود: عقلانیت ، معنویت ، عدالت ، کرامت و عبودیت ؛ در این نوع مهندسی فرهنگی، ظاهر مومن، ملاک و شاقول ایمان قرار نمی گیرد بلکه مومن به شعور عمیق، عمل خالصانه، سوز عدالت طلبی، حفظ کرامت انسانها و تعبد محض در مقابل مولایش شناخته می شود و میزان دینداری او با محک همّت وی جهت انجام رسالت دینی اش سنجیده می شود. بنابراین به نظر می رسد که باید هماهنگی بیشتری بین دستگاهها و نهادهای فرهنگی که در اجرای مهندسی فرهنگی دخیل هستند، صورت پذیرد تا با هماهنگی بیشتر این دستگاههای اجرایی، سیاست های کلان فرهنگی جامعه در قالب مهندسی فرهنگی اجرا شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>