معنای هرمنوتیک قرآن

 

جعفری

 

 

 

                                                                     سید احمد جعفری

 

                                        دانش پژوه دوره دکترای علوم حدیث تطبیقی

 

          برای فهم دقیق معنای هرمنوتیک و چیستی آن ؛

 

برای این که بفهمیم معنای برخاسته از متن تفسیر است ، تأویل است و یا چیزی دیگر؛

 

برای دانستن معنای هرمنوتیک قرآن ؛و برای رسیدن به این نتیجه که: «هرمنوتیک مسلخ     معناست»؛

 

 لازم است به عنوان پیش نیاز به چند مبحث اساسی توجه شود: مباحثی مانند معنای لغوی و اصطلاحی «تفسیر» و «تأویل» و رابطه حاکم بر این دو ،چرا که رابطه مستقیم با هرمنوتیک دارد.

 

مطالعه مباحث: ظاهر و باطن، جری و تطبیق، شرایط تفسیر و مفسّر و مبحث تفسیر به رأی نیز توصیه می‌گردد.

 

معنای هرمنوتیک

 

واژه هرمنوتیک Hermeneutik از فعل یونانی هرمنواین Hermeneuein به معنای «تفسیر کردن» اشتقاق یافته است.([۲])برخی می‌گویند:این واژه در اصل یونانی Hermeneia به معنای توضیح ـ روشن شدن – پرده برداشتن از یک پیام، معادل واژه «تفسیر» در عربی است; گروهی معتقدند که، نخستین کاربرد واژه هرمنوتیک در دوران جدید، به متن j.c.Dannhayser به نام  Hermeneuticasacraیا«هرمنوتیک مقدس» که به سال ۱۶۵۴م نوشته شده است بازمی گردد و در حدود صد سال پس از آن این اصطلاح در تفسیر عهد جدید ارنستی به کار رفته است.([۳])برخی هرمنوتیک را به «تأویل» معنی کرده اند و حتی دانشمندان آن را، مؤوله و تأویل گرایان می‌نامند.([۴])آنان در جای جای کتاب خویش براین معنا تأکید نموده و از تأویل اسماعیلیه و شباهت آن با اسکندریه، به عنوان معلمانی نام می‌برند که مسیحیان از ایشان علم تأویل را آموخته اند.

 

چیستی هرمنوتیک

 

در پاسخ به این سؤال که هرمنوتیک چیست؟باید گفت:هرمنوتیک نظریه تفسیر معناست که در حوزه علوم اجتماعی و انسانی مطرح است.این تعریف البته حاکی از نگرش و برداشت غالب درباره چیستی «هرمنوتیک» است.تعریف و نگرش غالب جدید بی ارتباط با تعریف سنتی تأویل نمی‌باشد.([۵]) به گذشته نیز که برگردیم تفکر هرمنوتیک در غرب دارای دو دیدگاه عمده بوده است; یکی سنت «شلایرماخر»، (۱۷۶۸ـ۱۸۳۴م); بنیانگذار علم هرمنوتیک جدید و پس از آن «ویلهم دیلتایی»،   (۱۸۳۳ـ ۱۹۱۱م); که علم هرمنوتیک را «نظام عام روش شناختی نهفته در پس تأویل می‌انگارند» و دیگری سنت پیروان «مارتین هایدگر»، (۱۸۸۹ـ۱۹۷۶م); از جمله «هانس گادامر»،  (۱۹۰۰م); که علم هرمنوتیک را «کاوشی فلسفی در خصوص خصلت شرایط لازم برای هرگونه فهم محسوب می‌کنند.»([۶])

 

هرمنوتیک، تفسیر یا تأویل

 

در تفسیر هدف این است که از ظاهر دریچه ای به باطن نیزگشوده شود تا جمود بر ظاهر پیش نیاید اما در هرمنوتیک جهت برعکس می‌شود.چنانچه «دیباج» می‌نویسد:«ظاهر متن قرآن مرجع اجتهاد و تفسیر ماست و برخلاف عقیده کسانی مانند ابوزید باطن قرآن مرجع اجتهاد و تفسیر نیست مگر از آن رو که ظاهر قرآن قابل تفسیر می‌گردد.در تفسیر صادقانه این تمایل وجود دارد که از ظاهر قرآن به باطن قرآن رود و همین میل هرمنوتیکی از باطن به ظاهر قرآن است که فهم تاریخی از آن را ممکن می‌سازد.بدون استقرار باطن در ظاهر، هیچ فرصتی برای فهم در اعصار بوجود نمی‌آید.چنانچه متن قرآنی را تنها به مثابه ظاهر متن ملاحظه کنیم چاره ای جز طریقه اشعری نمی‌ماند.اما چنانچه به درستی متن قرآنی را اعم از ظاهر و باطن آن بدانیم راه برای فهم تدریجی و تاریخی و یک اجتهاد مستمر باقی می‌ماند.»([۷])

 

معنای هرمنوتیک قرآن آیا معادل تفسیر است یا معادل تأویل؟با بازخوانی موارد فوق به این شائبه نزدیک می‌شویم که هرمنوتیک همان تأویل است نه تفسیر.یعنی تأویل همان نشانه ورود معیارهای تفسیر هرمنوتیک به تفسیر قرآن است.در حالی که تأویل در تعریف مشهود غیر از هرمنوتیک است به عنوان مثال:

 

الفـ تأویل «معنای باطنی و غیر ظاهری» آیه است که از گذرگاه لفظ می‌گذرد و مستندبه دلالت لفظی است; اما در روش هرمنوتیک اصالت مربوط به حوزه فهم و قرائت است.

 

ب ـ تعریف علامه از تأویل نیز با هرمنوتیک متفاوت است.([۸])از نظر علامه:حقایقی از هستی در طبیعت، یا ماوراء طبیعت وجود دارد که ظاهر الفاظ، توانایی رساندن آن مفاهیم بلند مرتبه را ندارند و تنها الفاظ حاکی از آن حقایق که همان تأویل می‌باشد هستند.لذا تأویل با این تعبیر صرف فهم و قرائت نیست وبا هرمنوتیک مساوق نمی‌باشد.

 

ج ـ تأویل ابن عربی([۹]) نیز فراتر از حوزه هرمنوتیک است یعنی او روش خود را در مورد موجودات طبیعی نیز تسری می‌دهد و از پدیده های طبیعت نیز اشکال سمبولیک ترسیم می‌کند; بعلاوه اینکه در عرفان ابن عربی شهود و کشف قلب، معیار تأویل است برخلاف هرمنوتیک هستی شناسانه که عقل محض حکم فرماست.

 

معنای هرمنوتیک قرآن

 

آیا می‌شود هرمنوتیک قرآن را همان تفسیر قرآن دانست؟با توجه به آنچه در تعریف تفسیر گفتیم به این نتیجه دست یافتیم که اکثر تعاریف تفسیر دو قید داشت:یکی فهم معنا و دیگری کشف مقصود و مراد خدای متعال.حضرت امام خمینیŠتفسیر را این گونه معنا می‌کنند که:

 

«به طور کلی معنای “تفسیرکتاب” آن است که شرح مقاصد آن کتاب را بنماید و نظر مهم آن بربیان منظور صاحب کتاب باشد.»([۱۰]) امام Šدر نقد مفسران می‌گوید:«از مقصود قرآن و منظور اصلی انزال کتب و ارسال رسل غفلت ورزیده، این یک خطایی است که قرنهاست این ملّت را از استفاده از قرآن شریف محروم نموده و راه هدایت را به روی مردم مسدود کرده است.»([۱۱])و در جایی دیگر می‌فرمایند:«مفسّر باید شؤون الهیه را به مردم تعلیم کند و مردم باید برای شؤون الهیه به آن رجوع کنند.»([۱۲])بنابراین تفسیر متن محور است نه مفسّر محور و طبق قائلین هرمنوتیک که آن را مفسر محور می‌نامد در تباین قرار می‌گیرد.

 

بعلاوه دیدگاه هرمنوتیک مدرن این است که پیش فرض ها همیشه همراه مفسّر هست و بکاربردن آن خارج از اختیار و تسلّط مفسّر است، گویا مفسر هرمتن، هیچ راهی برای رهایی از آن ندارد و نمی‌تواند آگاهانه آن را تصفیه و انتخاب کند یا کنار بگذارد.

 

اما تفسیر قرآن کریم دارای شرایط مخصوص به خود می‌باشد.چه بساممکن است دخالت دادن ممیزات و خصایص فکری و پیش فرض های مفسر.منجر به تفسیر به رأی شود وبا پیش فرض های خاصی به سوی قرآن آمدن نوعی تحمیل آراءبرقرآن محسوب می‌گردد.([۱۳])

 

در هرمنوتیک فهم متن عملی بی پایان و امکان قرائت های مختلف از متن، بدون هیچ محدودیتی وجود دارد.زیرا، فهم متن، امتزاج افق معنایی مفسّر با متن است و بواسطه تغییر مفسّر و افق معنایی او، قابلیت نامحدودی از امکان ترکیب فراهم می‌آید و هیچ خطایی قابل تصور نیست لذا معیاری نیز وجود ندارد در حالی که معیارهایی برای تشخیص خطاهای مفسران وجود دارد که از جمله آنها قوانین منطق، قواعد عقلایی محاوره (اصول فقه)و قواعد تفسیر است که برخی از آنها توسط پیشوایان دینی بیان شده است  (همچون قاعده تفسیر به رأی)و برخی توسط دانشمندان تدوین شده است.لذا هرگاه فهم و تفسیر متن مطابق قواعد فوق بود حجّت و معتبر است.([۱۴])

 

نتیجه:

 

معنا و مفهوم هرمنوتیک در حوزه معارف اسلامی نمی‌تواند معادل تفسیر یا تأویل قرار گیرد و بجز درپاره ای از موارد بسیار جزئی تفاوتهای عمده ای با تفسیر و تأویل دارد.چیزی که می‌توان گفت این است که ممکن است در برخی موارد در مورد متون تاریخی و ادبی مفید و قابل تطبیق باشد اما در مورد کلام الهی صحیح و قابل تطبیق نیست; چون هدف قرآن هدایت بشر به وسیله پیامهاو سخنان خداست، پس مفسر باید تلاش کند تا پیام الهی را به درستی درک کند و به دیگران انتقال دهد.

 

 برخی از نویسندگان در هنگام بحث از تفسیر هرمنوتیک قرآن قید می‌کنند که:«بررسی روش هرمنوتیک در تفسیر قرآن صرفاً براساس استنباطی است که مدعیان اعمال این روش در تفسیر قرآن بدان استناد جسته اند، حال اگر این استنباط با آرای نظریه پردازان اصلی آن; مانند هایدگر، ایکلتون و…که در حوزه متون ادبی به چالش پرداخته اند وفق ندهد، باید قصور در تفسیر آن را از چشم کسانی دید که تحقیق ناکرده این روش را به کتب آسمانی بویژه قرآن کریم کشانده و از روش هرمنوتیک شیوه نوینی برای تفسیر قرآن ترسیم نموده اند.»([۱۵])

 

به نظر می‌رسد تسری هرمنوتیک به حوزهایی غیر از کتاب مقدّس و برخی متون تاریخی و ادبی و برخی از متون دشوار; یعنی تسری آن به قرآن کریم و احادیث برخاسته از نوعی مجذوبیت به این بحث باشد چرا که برای موجه جلوه دادن آن به دست آویزه و مستندات قابل قبولی تمسک نتوانسته اند([۱۶])و نهایت امر آن است که این مباحث به همان «هنر تأویل کتاب مقدس» بازگردد و بصورت طرداًللباب نیز در تفسیر قرآن مطرح نگردد.

 

آیا معنای نهایی برای متن وجود دارد؟

 

مؤلفه های هرمنوتیک جدید عناصری چون امور ذیل است:تأثیر و مداخله اجتناب ناپذیر ذهنیت پیش آگاهی ها، گرایش ها، علایق و پرسش های مفسّر که معلوم([۱۷])عصر، فرهنگ و اقتصادهای تاریخی محیط می‌باشد از یک سو و فقدان معنای مرکزی برای متن و عدم تأثیر قصد مؤلف در آن از سوی دیگر و نفی معیار و منطق مشترک بین الاذهانی به منظور سنجش و ارزیابی فهم معتبر از نامعتبر از جانب سوم،  همه باعث می‌شوند تا به گمان طرفداران هرمنوتیک مدرن هرگونه فهمی و از جمله فهم متون دینی صرفاً دارای ارزش شخصی و نسبی، غیر ناظر به واقع تلقی شود و در خصوص فهم متون دینی نیز فهم های غیر نهایی و پایان ناپذیر مطرح گردد.([۱۸])

 

نویسندگان و طرفداران نظریه قرائت پذیر انگاری دین از هرمنوتیک فلسفی «هانس گئورگ گادامر» متأثر شده و ساختار و ماهیت فهم را زاییده تلاقی افقِ معنای مفسّر و افق معنای متن دانسته اند([۱۹])و بر این اعتقادند که «فهم و تفسیر هیچ متن دینی بدون پیش فرض، پیش فهم، انتظارها و علایق تحقق نمی‌پذیرد. بنابراین تفسیر قطعی و نهایی از متون یافت نمی‌شود، هیچ کس نمی‌تواند قرائت خود را با قرائت پیشوایان دین منطبق داند.همه قرائت ها ظنی است و همواره پیدایش قرائت های جدید محتمل است.اسلام به عنوان یک قرائت در درجه اول از مباحث هرمنوتیک سود می‌جوید که مباحث دانش فهم و تفسیر متن است.»([۲۰])

 

هرمنوتیک فلسفی براین دعاوی اصرار دارد:۱- فهم عینی و مطابق با واقع وجود ندارد.۲- معیار دادرسی درباب صدق و کذب فهم متون منتفی است یعنی باید به آنارشیسم و نسبیت فهم تن درداد.۳- هر تفسیری به ناچار تفسیر به رأی و مبتنی بر انتظارها و پیش فرض ها است.۴- فهم های مختلف از متن واحد، هیچ ترجیح منطقی بریکدیگر ندارند.([۲۱])

 

بسیاری از متفکران مغرب زمین مانند «یورگن هابرماس، امیلیوتبی» و «ادنرهرش» نقدهای فراوانی را برگادامر و شاگردان وی، یعنی «ریکور» و «ژاک دریدا» وارد کرده اند که مجال ذکر آن ها در این نوشتار نیست.([۲۲])

 

معنا داری قرآن

 

مفسران و دانشمندان علوم قرآنی معنای نهایی را برای متن قرآنی قائلند.در نظر آن ها:دیدگاه هستی شناختی توحیدی و متن شناختی قرآنی، گرایش هرمنوتیکی متن محورانه یا مفسّر محورانه محض را برنمی تابد و نفی می‌کند، بلکه در این چشم انداز، اساس تفسیر، معنای متن و خواسته های مؤلف حکیم است و نقش مفسّر کشف و باز تولید رازهای جای گرفته در متن و معنای تعبیه شده در آن است و نه تولید وجعل معنای ناخواسته ی مؤلف، وباتوجه به غیب آگاهی مؤلف قرآن اساساً طرح دنیاهای ناشناخته و فکر نشده برای مؤلف مفهوم نمی‌یابد.این دیگاه مبتنی برشش مقوله است:

 

1- قرآن اثر وحی خداوند دانا و حکیم به منظور هدایت و تربیت فرد و اجتماع انسان نازل شده است; سخنی هدفدار و معنی دار که درپی انتقال مراد و مقصود معیّنی به مخاطب است که اگر غیر آن برداشت و مفهوم گردد مقصود از دست می‌رود و این منافی حکمت الهی است.لذا فرض ابهام ذاتی،  صامت بودن و فقدان یک معنای متعیّنِ مرکزی در سخن ناصواب می‌نماید.([۲۳])

 

2-با توجه به اینکه سخن هر متکلمی بازنمودِ ویژگی ها و حدود دانش اوست از این لحاظ وحی قرآنی که بازتاب علم احاطی خداوند متعال است، فرض تأثیرپذیری مفاد و محتوای قرآنی از اوضاع و احوال خارجی و اقتضاهای عصری نیز منتفی خواهد بود.لذا این که می‌گویند:نصّ قرآن متنی زبانی است که یک محصول فرهنگی است و زبان آن مختصّ اولین دریافت کننده است، و زبان هرگز از فرهنگ و واقعیت های زمان جدانیست.([۲۴])نصّ قرآن از واقعیت ها و فرهنگ زمان شکل گرفته است; ([۲۵])محصولِ بشر انگاری متن قرآنی است.

 

3- باتوجه به هدفداری، معنی داری و تأثیرناپذیری گوینده قرآنی از محیط بیرونی و نامتناهی بودن دانش او، فرض طرح معانی برتر و فکر ناشده از سوی مؤلف که مساوِ با جعل و تولید معنای جدید به وسیله خواننده و نه کشف و بازتولید اندیشه مؤلف است، نیز در تفسیر قرآن مجال بروز و ظهور ندارد.لذا دیدگاه مفسّر محورانه منتفی است.([۲۶])

 

4- یکی از مسایلی که مورد توجه طرفداران هرمنوتیک قرار نگرفته و نقش تعیین کننده ای در موضوع دارد، تفاوت قرآن کریم بامتون تاریخی و حتی متن کتاب مقدس  (تورات و انجیل و ملحقات آن ها) است.یکی از این تفاوتها وحیانی بودن و عدم تحریف قرآن است و پیامبر اسلام حق نداشت کلمه ای از آن را کم یا زیاد کند وگرنه مجازات می‌شد.([۲۷])

 

پیامبر اکرم…در هنگام نقل سخن خدا مواظب است حتی لفظ «قل» را نیز بگوید.لفظی که خطاب به اوست لذا به کتاب وحی می‌گوید: )قل هواللّه احد( و آنها نیز چنین می‌نویسند.در حالی که مسیحیان و یهودیان در مورد متن تورات و انجیل چنین ادعایی ندارند.از این رو می‌تواند برخی عناصر فرهنگی و حتی خرافی در آن راه یافته باشد.

 

ولی صیانت قرآن از تحریف باعث شد که قرآن تابع فرهنگ زمانه نگردد و خرافات در آن راه نیابد.بلکه به پالایش آنها بپردازد برخی از عناصر صحیح و مثبت را تأیید و عناصر منفی و خرافاتی را رد نموده است.([۲۸])

 

5- درمورد قرائت های مختلف و نامحدود متن سه نکته را باید مورد نظر داشت:

 

اوّلاً:قرآن دارای بطون ولایه ها و سطوح مختلف فهم است; قرائت های مختلف با این معنا موافق طبیعت قرآن است و مانعی ندارد که قرائت های مختلف و فهم های متنوعی از آن به وجود آید.

 

ثانیاً:وجود تفسیرهای متنوع از قرآن کریم واقعیتی مبارک است و موجب رشد فهم مااز قرآن می‌شود.یعنی هر روز فهم های عمیق تر و دقیق تر کلام الهی حاصل می‌آید و لایه های جدیدی از آن روشن می‌شود.

 

ثالثاً:فهم ها و تفسیرهای قرآن هرقدر هم که زیاد شود بی ضابطه و بی معیار نیست بلکه قواعد و ملاک هایی برای تشخیص تفسیرهای صحیح و باطل وجود دارد.

 

یعنی براساس قواعد منطق، اصول عقلایی محاوره و قواعد تفسیری بویژه قاعده تفسیر به رأی، می‌توانیم سره را از ناسره تشخیص دهیم.بنابراین فهم ها و تفسیرهای نامحدود به وجود نمی‌آید.و قرائت پذیری متن بی انتها و بی معیار و دلخواه نخواهد بود بلکه تفسیرهای معتبر و محدودی در قلمرو و چارچوب قواعد تفسیری باقی می‌ماند و هرکس حق ندارد و نمی‌تواند تفسیر دلخواهی از قرآن ارایه کند.([۲۹])

 

تأثیر نیّت مؤلف در فهم متن

 

آیا متن را باید با اتکا به قصد و نیّت مؤلف فهمید یا اینکه نیّت مؤلف گمراه کننده است و اثر موجودی است مستقل؟هرمنوتیک دانان در این زمینه دو گروه شده اند; برخی بر تأثیر نیّت مؤلف تأکید می ورزند و برخی دیگر معتقدند که اصل برنیّت و تفسیر مفسّر مبتنی است و متن موجودی مستقل از مؤلف می‌باشد.

 

دانشمندانی چون جان مارتین کلادینوس و فریدریک آگوست وُلف و اشلایرماخر و همچنین ویلهلم دیلتای برنقش نیت مؤلف در فهم متن تأکید داشته اند و هدف تفسیر را فهم نیّت و مقصود مؤلف قلمداد می‌کرده اند.در مقابل دانشمندان هرمنوتیک فلسفی همچون هایدگر و گادامر، نقش نیّت مؤلف را در فهم متن نفی کردند و گفتند برای مفسّر اهمیّتی ندارد که گوینده قصد القای چه معنایی دارد.([۳۰])

 

از نظر گادامر وقتی می‌گویند:معنای متن همانست که منظور مؤلف بوده است; یعنی در افتادن به روانشناسی گری رمانتیک ناب; زیرا معنای متن در جریان های ذهنی نهفته نیست، جریان هایی که به هیچ طریقی دردسترس نیستند، بلکه در موضوع یا متن معنادار نهفته است که اگرچه از مؤلف و خواننده مستقل است، ولی هردو در آن شریکند.([۳۱])

 

مورد اختلاف دیگر این دو مکتب، وجود پیش فرض ها است که در نظریه گادامر جست وجوی فهم بدون پیش فرض، بیهوده است، هر چیز و هر متن از دیدگاه خاصّی مورد تفسیر قرار می‌گیرد که افق خاصی را روشن می‌سازد و می‌توان گفت که تفسیر مستلزم ترکیب افق هاست; یعنی افق های گذشته و حال، یا افق فهم مفسّر و افق فهم متن، چرا که افق مفسّر در مواجه با اشیا و متن دائماً تعدیل می‌شود، اما هیچ تفسیر عینی و نهایی وجود ندارد، ما نمی‌توانیم مطمئن شویم که تفسیر ما صحیح یا بهتر از تفسیرهای قبلی است.تفسیرها و قضاوتهای ما در مورد تفسیرهای گذشته در معرض تجدید نظرهای آینده است.

 

و این برخلاف اندیشه دیلتای و پیروان او مثل هرش می‌باشد.([۳۲])

 

نظریه دیلتای و پیروانش  (هرمنوتیک جدید) که فهم براساس نیت مؤلف شرط بود نه اندیشه مخاطب و فهم خواننده با نظرگاه مفسران قرآن کریم قرابت زیادی دارد و همان طوری که در بحث «آیا هرمنوتیک با تفسیر تمایز دارد؟» گذشت هدف تفسیر قرآن نیز فهم معنای متن و مقصود خدای متعال یعنی مراد جدّی گوینده است.استدلال مفسران قرآن در فهم آیات بر حجیت ظواهر الفاظ مبتنی است و هم اینکه پیامبر اسلام…نیز برای تفهیم این کتاب آسمانی از همین شیوه معروف که میان عقلای عالم پسندیده است استفاده نموده و شیوه جدیدی را اختراع نکرد.

 

درمورد پیش فرض ها و ذهنیت مفسر باید گفت این پیش دانسته ها به طور مسلم برمورد مطالعه تأثیر می‌گذارد و برمفسران لازم است که تلاش کنند این تأثیر را به حداقل برسانند، سعی کنند بدون عینک خاصی به سراغ متن بروند و عقاید و پیش فرض های خود را بر متن تحمیل نکنند تا این تأثیر به حداقل خود برسد که با این حداقل پژوهش و تفسیر از اعتبار نمی‌افتد ولی در غیر این صورت تفسیر غیر معتبر و نوعی تفسیر به رأی خواهد بود.در رابطه با حوزه پیش فرض ها مطالب مبسوطی بیان شده و راه جلوگیری از آن نیز معین گردیده و عمدتاً در مباحث «تفسیر به رأی» مطرح می‌شود.

 

تفسیر براساس معیارهای معتبر و باقبول تکامل فهم و فکر بشر و به تبع تکامل فهم از قرآن ممکن است تفسیرهای مختلف و سیالی را از قرآن باعث شود اما این به معنای نفی یکی دیگری را و نیز به معنای فهم نامحدود از متن نیست.در رابطه با معنای هرمنوتیک قرآن نیاز به بحث و تحقیق بیشتری است اما این نوشتار بیش از این را تحمل نمی‌کند.

 

 


 - [۱] مقاله بعدی را با عنوان«معنا در مسلخ هرمنوتیک» در همین سایت ملاحظه فرمایید.

 

[2]- علوی مهر، حسین; روش ها و گرایش های تفسیری; قمـانتشارات اسوه، ۱۳۸۱ش، چاپ اول، ص۲۶۹; به نقل از:هرمنوتیک، ترجمه تقی زاده، میرچادالیاد، مجله معرفت، پیاپی۲۲، ص۸۴٫

 

[3]- علوی مهر، حسین; همان; به نقل از:احمدی، بابک; ساختار و تأویل متن; ج۲، ص۴۹۶٫

 

[4]- علوی مهر، حسین; همان; به نقل از:نصر، حامد ابوزید، اشکالیات القرائة و آلیات التأویل، ص۱۵٫

 

[5]- قاسم پور، محسن; پژوهشی در جریان شناسی تفسیر عرفانی، تهران، انتشارات ثمین، ۱۳۸۱ش، چاپ اول، ص۶۳٫

 

[6]- علوی مهر، حسین، همان; به نقل از:ریچارد پالمر، علم هرمنوتیک، ترجمه محمد سعید حنایی، ص۵۵٫

 

[7]- دیباج، دکتر سید موسی; امکان هرمنوتیک قرآن; گلستان قرآن:نشریه خبری، تحلیلی و پژوهشی در زمینه فعالیت ها و مطالعات قرآنی; اسفند۱۳۸۱، پیاپی۱۸۶، ص۳۹ «بخش دوم و پایانی».

 

[8]- طباطبایی، سید محمدحسین; المیزان فی تفسیرالقرآن، بیروت – مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۷ق، چاپ اول، ص۵۷٫

 

[9]- علوی مهر، حسین; پیشین; ص۲۸۴; به نقل از:سینگ; هرمنوتیک در عرفان ابن عربی، ترجمه عبدالحمید اسکندری.منقول از:عمید زنجانی، عباسعلی; مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص۳۰۱٫

 

[10]- خمینی (موسوی)، روح اللّه; آداب الصلوة، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی  (ره)، ۱۳۷۰، ص۱۹۳٫

 

[11]- همان.

 

[12]- همان، ص۱۹۴٫

 

[13]- علوی مهر، حسین; پیشین; ص۲۸۲٫

 

[14]- رضایی اصفهانی، محمدعلی; درس نامه:روش ها و گرایش های تفسیری قرآن  (منطق تفسیرقرآن)، انتشارات مرکزجهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲ش، چاپ نخست، ص۴۷۲و۴۷۳٫

 

[15]- عمید زنجانی، عباسعلی; مبانی و روش های تفسیر قرآن، تهران ـ سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی، ۱۳۷۹، چاپ چهارم، ص۲۶۹وص۲۷۰٫

 

[16]- ر.ک:علوی مهر، حسین; پیشین، ص۲۸۴تا۲۸۷٫

 

[17]- ظاهراً«معلول» درست است.

 

[18]- سعیدی روشن، محمدباقر; هرمنوتیک و نسبت آن با اندیشه اسلامی; قبسات:پژوهشنامه فصلانه در حوزه دین پژوهی، بهار۱۳۸۱، پیاپی۲۳، ص۴۱٫

 

[19]- ر.ک:مجتهدشبستری، محمد; نقدی بر قرائت رسمی از دین; چاپ اول، تهران ـ طرح نو، ص۲۴۷تاص۳۶۸٫

 

[20]- ر.ک:همان، بخش دوم و سوم و چهارم.

 

[21]- خسروپناه، عبدالحسین; زیر ساخت های قرائت پذیر انگاری دین; قبسات، پیشین، ص۱۶٫

 

[22]- ر.ک:خسروپناه، عبدالحسین; گستره شریعت، فصل زیر ساخت های معناشناختی گستره شریعت.

لازم به ذکر است که علاوه برگادامر شاید بتوان هایدگر را در اثرش «وجود و زمان۱۹۲۷م» به این عقیده ملحق کرد; او در جستجوی خود از معنای وجودmeaning of being به تأویل متون شعری و فلسفی می‌پردازد و درمورد این پرسش که آیا می‌توانیم متنی را تأویل قطعی نماییم، مبهم سخن می‌گویند:تأویل های ما از گذشته، محدود به موقعیت هرمنوتیکی ماست و برای بازنگری بعدی گشوده اند.کتاب وجود و زمان به طور ضمنی به این مطلب اشاره دارد که معنای یک رویداد یا یک زندگی، اگر نه معنای متنی، آن چیزی است که ما (من) از آن در می‌یابیم و بستگی به معنایی دارد که با تصمیم های خود درمورد آینده به آن می‌بخشیم…

ـ اینوود، مایکل; درآمدی برهرمنوتیک، (یا:

Routledge Encyclopedia of philosophy,(eds)Edward craig,(Routledge,1998)Vol.4,PP.384_389.)

مترجم:حسینی، سید نصیراحمد; معرفت:مجله علمی ـ تخصصی در زمینه علوم انسانی، خرداد۱۳۸۳، پیاپی۷۸، ص۷۹٫

البته درمورد گادامربیان این نکته خالی از اهمیت نیست که بگوئیم:این صحابی هرمنوتیک فلسفی به معنای مرکزی متن اذعان داشته است، اما آن را به دور از دسترس خواننده می‌داند و سخن گفتن متن را وابسته به تأویل خواننده می‌نماید.اما شاگرد وی دریدا و همچنین رولان بارت از «مرگ مؤلف» سخن می‌رانند و قرائت وی را تنها یک قرائت میهمان تلقی می‌کنند.

ـ سعیدی روشن، محمدباقر; پیشین، قبسات:پیشین، ص۴۲٫

 

[23]- سعیدی روشن، محمد باقر; پیشین، ص۴۲٫به نقل از:عبدالکریم، سروش; قبض و بسط تئوریک شریعت، ص۲۰۲ و ص۳۵۱٫

 

[24]- نگا:مفهوم النص، دراسته فی علوم القرآن، دکتر نصر حامد ابوزید، چاپ بیروت، ۱۹۹۰م، ص ۲۴٫

 

[25]- ر.ک:رضایی اصفهانی، محمدعلی; قرآن و فرهنگ زمانه; معرفت:مجله علمی ـ تخصصی در زمینه علوم انسانی، پاییز۱۳۷۷، پیاپی۲۶، ص۴۴ تا ص۵۳٫

 

[26]- سعیدی روشن، محمد باقر; پیشین، ص۴۲و۴۳٫

 

[27]- حاقه، ۷۰: ۴۲ ـ ۴۶: (تنزیلٌ مِن رّبّ العالمین.وَلَو تَقَوّل عَلَینا بَعْضَ الاَقاویل.لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالَْیمینِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الوَتینَ); کلامی است که از پروردگار عالمیان نازل شده است.اگر او سخنی دروغ بر ما می‌بست، ما او را با قدرت می‌گرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع می‌کردیم. (ترجمه آیة الله مکارم شیرازی)

 

[28]- رضایی اصفهانی، محمدعلی; درس نامه ی:روش ها و گرایش های تفسیری قرآن (منطق تفسیر قرآن)، قم- انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲ش، چاپ نخست، ص۴۷۵وص۴۷۶٫باتغییر و تلخیص.

 

[29]- همان، ص۴۷۷و۴۷۸ با اندکی تغییر و تلخیص.

البته ذکر این نکته خالی از فایده نیست که هرقدر به وجوه معناداری قرآن تأمل شود ابعاد تازه ای گشوده می‌شود برخی از نویسندگان تا ده دلیل بر معناداری قرآن اشاره کرده اند که به طور اختصار بدان اشاره می‌کنیم:۱- فلسفه ضرورت وحی نبوی; ۲- زبان هدایت; ۳- قرآن سرچشمه بصیرت و روشنایی; ۴- دعوت به تفکر; ۵- اثرگذاری قرآن در گرایش به اسلام; ۶- وجدان و شعور درونی; ۷- سفارش به بهره گیری از هدایت های قرآنی; ۸- معیار بودن قرآن; ۹- روش ها و کلیدها و۱۰- سیره پایدار مسلمانان.

برای تفصیل بیشتر ر.ک:سعیدی روشن، محمد باقر; هرمنوتیک و نسبت آن با اندیشه اسلامی; قبسات:پژوهشنامه فصلانه در حوزه دین پژوهی، بهار۱۳۸۱، پیاپی۲۳، ص۴۶وص۴۷٫این نوشتار در صفحات ۵۲و۵۳ به معیارها و منطق فهم قرآن به تفصیل اشاره می‌کند.

 

[30]- رضایی اصفهانی، محمدعلی، پیشین، ص۴۷۹و۴۸۰ به نقل از:واعظی، احمد; درآمدی بر هرمنوتیک، ص۷۲٫

 

[31]- علوی مهر، حسین; روش ها و گرایش های تفسیری، قم- انتشارات اسوه، ۱۳۸۱ش، چاپ اول، ص۲۷۲و۲۷۳به نقل از:نیوتن، هرمنوتیک، ترجمه یوسف اباذری.ر.ک:فصلنامه ارغنون، ش۴/۱۳۷۳٫

 

[32]- علوی مهر، حسین; همان، ص۲۷۳٫

 

نظریه گادامر شعر مولوی را به خاطر انسان می‌آورد که می‌گوید:

 

هرکسی از ظن خود شد یار من/از درون من نجست اسرار من

 

سرّ من از ناله من دور نیست/.لیک چشم و گوش را آن نور نیست

 

سنایی راه جستن اسرار قرآن را ایمان خالص به متن می‌داند و توجه نکردن به عوامل دیگر او می‌گوید:

 

عروس حضرت قرآن حجاب آنگه بر اندازد/که دارالملک ایمان را مجرد بیند از غوغا.

 

ـ بلخی  (رومی)، جلال الدین محمد، مثنوی معنوی (چاپ عکسی از روی نسخه خطی قونیه)، تهران ـ مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۱ش، دفتر اول، ص۴٫

ـ سنایی غزنوی،مجدود بن آدم; دیوان حکیم سنایی غزنوی، تهران، انتشارات کتابخانه سنایی، ۱۳۶۲ش، چاپ سوم، ص۵۲٫

3 Responses to معنای هرمنوتیک قرآن

  1. Mohammad Haidar Yaqubi می‌گه:

    با تشکر از شما!
    مقاله جالبی بود استفاده کردیم. امیدوارم که روز به روز موفق و سربلند باشید.

    • زمانی رمضان می‌گه:

      سلام و تشکر از لطف شما
      خوشحال شدم که نظر جنابعالی را خواندم . آرزوی موفقیت دارم برای شما در تمام مراحل زندگی

  2. رضا می‌گه:

    متشکر
    بسیار جامع و کامل بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>